اليعقوبي ( مترجم : آيتي )

503

تاريخ اليعقوبي ( فارسي )

من لم يسمعها ، فرب حامل فقه غير فقيه ، و رب حامل فقه الى من هو افقه منه ، ثلاث لا يغل عليهن قلب امرئ مسلم : اخلاص العمل لله ، و النصيحة لائمة الحق ، و اللزوم لجماعة المؤمنين ، فان دعوتهم محيطة من ورائهم [ 1 ] ، « خداى خرم و شاداب دارد روى بنده اى را كه گفتار مرا بشنود و آن را فراگيرد و نگهدارى كند ، سپس به كسى كه آن را نشنيده است برساند ، چه بسا حامل فقهى كه خود فقيه نيست ، و بسا رساننده فقهى به كسى كه از خودش داناتر است . سه چيز است كه دل مرد مسلمان با آنها خيانت نمىورزد : خالص كردن عمل براى خدا ، و خيرخواهى و يك رنگى نسبت به پيشوايان حق ، و جدا نشدن از جماعت مؤمنان ، چه دعاى ايشان همه را فرا مىگيرد . » آنگاه شترها را كه صد شتر بود خواست و همه پيش رويش رده شدند ، پس شصت شتر و بقولى شصت و چهار شتر را بدست خويش قربانى كرد و على را فرمود تا باقى مانده را قربانى نمود ، و از هر شترى يك پاره گوشت برگرفت و همه در يك ديگ فراهم گرديد و با آب و نمك پخته شد ، سپس خودش و على از آن خوردند و از آبگوشت هم اندك اندك خورد ، و سوار بر شترش رمى جمره عقبه را انجام داد و نزد زمزم ايستاد و ربيعة بن امية بن خلف را كه هنوز كودكى بود فرمود تا زير سينه شترش بايستاد ، پس گفت : اى ربيعه بگو : اى مردم همانا پيامبر خدا مىگويد : شايد شما ديگر مرا در چنين حالى كه من دارم و چنان حالى كه شما داريد ديدار نكنيد ، آيا ميدانيد اين چه شهرى است ، و آيا ميدانيد اين چه ماهى است ، و آيا مىدانيد اين چه روزى است ؟ پس مردم گفتند : آرى ، اين شهر حرام و ماه حرام و روز حرام است . گفت : فان الله حرم عليكم دمائكم و اموالكم كحرمة بلدكم هذا و كحرمة شهركم هذا و كحرمة يومكم هذا ، الا هل بلغت ؟ « پس همانا خدا خونها و مالهاى شما را مانند حرام

--> [ 1 ] اسد الغابه ج 2 ص 166 ، سيره ابن هشام ج 4 ص 276 . ، كافى ج 1 ص 403 - 404 .